من در شگفتم- نویسنده گویا روشن
در شگفتم من در شگفتم، زیرا بسیار دردناک و دلخراش است وقتی کشوری که خاکش مورد تهاجم قرار گرفته، رهبران، فرماندهان، دانشمندان و غیرنظامیانش کشته شدهاند و مردمش هنوز در سوگ عمیقی به سر میبرند، به خصوص کشوری که هیچ نقشی در شروع یا پایان جنگ نداشته است ، اکنون از صلح و توافق نامه با کسانی صحبت میکند که مسئول همه این رنجها و ویرانیها بودهاند. این سوال مطرح میشود که چرا پس از جنگ دوازده روزه هیچ مذاکرهای صورت نگرفت؟ اگر هدف مذاکره بود، چرا این همه انسان کشته شد؟ و این همه هرج و مرج به وجود آمد؟ چرا مادران مجبور بودند فرزندان خود را دفن کنند، و چرا کسانی که هیچ نقشی در این ماجرا نداشتند، بیشترین آسیب را دیدند؟ واقعا متحیرم، که دشمنان دیروز میتوانند امروز به عنوان شرکای مذاکره ظاهر شوند، در حالی که زخمهای مردم هنوز تازه است و اشکهای زیادی ریخته میشود. سیاستمداران ممکن است این را واقعگرایی بنامند: اینکه کشورها بر اساس ترجیحات تصمیم میگیرند، نه احساسات ملت . اما ما حق داریم بپرسیم: اگر مذاکرات امکانپذیر بود، چرا قبل از این همه رنج برگزار نشد؟ اگر ...