۱۳ خرداد، ۱۳۸۹

اوضاع سیاسی ایران از دیدگاه یکی از استادان دانشگاه تهران - گویا روشن (مصاحبه)

سلام و تشکر از اینکه وقت خود را در اختیار من گذاشتید. متاسفانه به دلیل ممنوعیت خبرنگاری در ایران نمیتوانیم با کسی بصورت آزاد مصاحبه کنیم. به همین دلیل مجبور هستیم با اشخاصی مانند جنابعالی بصورت مخفیانه ملاقات کنیم.

دو دلیل اصلی باعث شد برای مصاحبه با شما پافشاری کنم. اول اینکه شما به عنوان یک استاد دانشگاه، تا اندازه زیادی از تفکر و اندیشه های دانشجویان و اوضاع فعلی ایران مطلع هستید و دوم، افکار مثبت دانشجویان در مورد شما.

اولین سؤالم این است که آیا شما خود را مخالف سیستم امروزی ایران میبینید؟
من هیچ وقت مخالف هیچ رژیمی و یا به قول شما سیستمی نبودم. چون هدف من فقط کارم بوده. حالا میخواهد با کفش ملی و پیراهن یقه آخوندی و ته ریش باشد یا با کراوات و کت و شلوار با دوخت مدرن. البته این به این معنا نیست که طرفداری کسی را هم بکنم. به قول معروف سرم تو لاک خودم بوده. اگر این آقای محترم هم اصرار نمیکردند با شما مصاحبه نمیکردم... البته فاش نکردن اسم آن خانم هم تاثیر زیادی داشت.

به نظر شما مردم ایران مخالف این سیستم هستند یا مخالف آقای احمدی نژاد؟مردم ایران از همان اوایل انقلاب که فهمیدند دولت جمهوری اسلامی نمیتواند جوابگوی انتظارات قبل از انقلاب باشد مخالفت را شروع کردند. خوب البته جنگ و تهدیدهای خارجی باعث این شد که حس مخالفت اوج نگیرد. این مخالفان به چند گروه تقسیم میشوند. دسته اول اشخاصی هستند که قبل از انقلاب هیچ مشکلی با حکومت پهلوی نداشتند و با آمدن انقلاب زندگیشان کاملا دگرگون شد. دسته دوم آنهایی که از انقلاب انتظارات زیادی داشتند و تا روزی که انقلاب بتواند جوابگوی خواسته هایشان باشد حاضر به صبر کردن بودند اما امروز دیگر صبر آنان هم به سر رسیده مانند آقای موسوی و خاتمی. دسته سوم کسانی که در انقلاب نقش بسزایی داشتند اما به هیچ عنوان قصدشان از انقلاب یک حکومت اسلامی نبوده و نیست. دسته چهارم و جدید جوانان امروز هستند که اصلا همچنین حکومتی را نمی توانند با هیچ یک از معیارها و افکار خود تطبیق بدهند.

به نظر شما کدام دسته ازاین دسته هایی که اشاره کردید توانسته تأثیر زیادی در مردم ایجاد نماید؟بنظر من این به پا خواستن هایی که انجام شده، شاهکار دسته دوم و چهارم است. یعنی همانهایی که خواهان یک انقلاب اسلامی با شکلی دیگر بوده اند و امروزه صبر شان به سر رسیده و جوانان امروزه که هر چند هم نتوانند حکومت اسلامی را با خواسته هایشان تطبیق دهند اما اشتباها توسط همین حکومت اسلامی روح انقلابی و شورشی در وجودشان پرورش داده شده و حال چنان تشنه شورش و انقلاب هستند که هر شخصی غیر از آقای موسوی هم به آنها وعده آزادی دهد و از یک شورش یا انقلاب صحبت کند حاضر به همراهی هستند تا تمام اشتیاقات انقلابی خود را که حکومت جمهوری اسلامی اشتباها به آنها تزریق کرده را خالی کنند.

بنظر شما چند درصد از مردم ایران طرفدار جنبش سبز هستند؟مخالفین رژیم امروزی، طرفدار یک تغییر چه جزئی و یا چه کلی هستند. حالا این میخواهد سبز باشد یا قرمز یا آبی فرقی نمیکند. ولی چیزی که من میبینم این است که با اینکه بعد از سالها ی طولانی جو تولید یک ایدولوژی جدید و جوابگوی خواسته های جدید ایجاد شده، هیچ خبری نیست و کسانی که هنوز هم امکانات یک حرکت قدرتمند را ندارند وابسته و مجبور به ماندن در پشت صفهای حرکت آقای موسوی هستند. بهمین دلیل آمارگیری و یا تخمین درصد طرفداران واقعی جنبش سبز امکان پذیر نیست.

یعنی می فرمایید مردم ایران بدنبال ایدولوژی خود نیستند و تنها به دنبال فرصتی می باشند که بتوانند مخالفت خود را نسبت به این سیستم ابراز نمایند؟یکی از بزرگترین در واقع مهمترین مشکل مردم ایران نداشتن فرهنگ سیاسی است. اگر به کشورهای اروپایی نگاه کنیم کسی سران یک حزب و یا جبهه سیاسی را دوست ندارد و تنها حزبی که جوابگوی خواسته های آنروز مردم باشد به قدرت میرسد. یعنی مردم خودشان را وابسته به یک تفکر سیاسی و رهبر آن نمیکنند.
سیاست، تولید یک محصول جدید، با امکاناتی تازه برای مصرف کننده است. برای مثال با اینکه تقریبا پانزده سال از ورود موبایل به ایران می گذرد اما گوشیهای پانزده سال پیش را امروزه باید در موزه گذاشت و گوشیهای حتی 5 سال پیش هم برای مردم خنده دار است. اما مردم ایران هنوز به دنبال مواد تاریخ گذشته میگردند. نه حاضر به خرید محصولات جدید و نه قادر به تولید یک محصول جدید هستند. (با خنده میپرسد متوجه من شدید؟)
واضحترین بیانگر گفته های من، نقش نداشتن چهره های جدید و جوان در تعیین جنبشهای سیاسی امروزه ایرانیهاست اما جمهوری اسلامی با زیرکی کامل از جدیدترین چهره ها و جوانان انقلابی آن روز استفاده کامل کرد تا بتواند به قدرت برسد و آنرا حفظ کند. مانند آقای احمدی نژاد و مشایی که جوانان آنروز و قدرتمندان سیاسی امروز هستند.

آیا این به این معناست که مردم ایران نیاز به حزب سیاسی جدیدی دارند؟مسأله تنها یک حزب جدید نیست. جوانان امروزی انتظار دارند همان نسلی که انقلاب کرده است دوباره برایشان انقلاب کند. بهمین خاطر به دنبال پیر مردهایی مثل من می افتند. نمیدانم این تاثیر کتابهایی است که برایشان نوشته اند و ما را به عنوان سوپر من میبینند یا اینکه میگویند خودت گند زدی و درستش کن. به هر دلیل که باشد خود کفایی ندارند.

اگر ممکن است منظورتان را کمی واضحتر بیان کنید.برای مثال صدها جوان نابغه در بخش حقوق داریم. اگر از قانون اساسی فعلی راضی نیستند یک قانون اساسی دیگر بنویسند. همینطور ده ها جوان با استعداد در سطح دکترای علوم سیاسی وجود دارد. اگر از سیاست خارجه راضی نیستند طرح های جدیدی تولید کنند. نمونه های زیادی وجود دارد و جوانان مملکت میتوانند با همبستگی و خرد خودشان مردم را جلب تفکرات جدیدی کنند. اما تا به حال شاهد چنین جنبشهای سازماندهی شده در محیط مجازی یعنی اینترنت هم نبودیم چه برسد به واقعیت. انتظار این را نداشته باشند که آقای احمدی نژاد تختش را تقدیم کند یا اینکه از آسمان رهبر یا رئیس جمهور جدید فرود بیاید. شما فکر کنید که تمام سپاه پاسداران ایران جمعیت 10 درصد تهران را هم ندارد.

چرا نیاز به دادن چنین ارقامی دیدید؟شما خبرنگار خوبی هستید. سؤال دیگری دارید؟
چرا بسیاری از معترضین به اتهام همکاری با مجاهدین خلق مجازات و اعدام میشوند؟
اگر منظورتان متهمین جنبش سبز است دلیل آن بسیار واضح است زیرا پاسداران و هواداران باقی مانده دولت، احساس نفرت شدیدی نسبت به مجاهدین خلق دارند و این تنها اتهامی است که آنها را از تحقیق، دلسوزی و شنیدن صدای وجدان باز میدارد. همانطور که در سالهای اول انقلاب شاهد اعدامهایی زیادی با همین اتهامها بودیم . همان اعدامهایی که منتظری با انتقادهایش از مقام برکنار و خانه نشین شد.

آیا بنظر شما دستگیری و اعدام مردم به همین روش ادامه خواهد داشت؟پیچیدگی و شفاف نبودن مکانیزم تصمیم گیری دولت، تمام کارشناسان را از تخمین تاریخ انتهای فشارهای جدید منع میکند اما اگر دولت را یک شخص در نظر بگیریم تا آن زمان که آن شخص خود را در امنیت کامل احساس نکند و نتواند برای آینده خود انگیزه هایی داشته باشد، این فشارها هرگز نهایت نخواهد یافت.

منظور شما از یک نفر کیست؟فکر میکنم منظورم واضح بوده باشه.



و آخرین سوأل چرا مردم ایران منتظر 15 خرداد هستند؟در 15 خرداد سال پیش، رویایی که مردم به شدنش احتمال هم نمیدادند به واقعیت پیوست. پس از 15 خرداد وقت آن رسید که خواسته ها و هدفهای جدیدی داشت اما با اینکه تقریبا یک سال گذشته است و تمام احزاب سیاسی قدیمی و از کار افتاده ای که خفته بودند بیدار شدند، نتوانستند انگیزه ای جدید و راه رسیدن به آن را برای مردم به ارمغان بیاورند. بهمین دلیل شعله آتش 15 خرداد همانطور که بسرعت برخاست به سرعت هم نشست. با این حساب با نداشتن هیچ انگیزه جدیدی، از 15 خرداد نمیتوان انتظار زیادی داشت.

‏۲ نظر:

ناشناس گفت...

تنها میتوان گفت دمت گرم گویا

mojtaba mostafavi گفت...

فتنه احمدی‌نژاد. سلام، الان تازه متوجه شدم چرا در سالروز وفات امام خمینی ، حضرت امام خامنه‌ای فرمودند که خود امام خمینی بارها فرمودند اشتباه کردند و منظور ایشان از این حرف چه بود . با رفتار اخیر رئیس جمهور بالاخره روشن شده است که احمدی‌نژاد با دادن نتایج آرا دروغی انتخابات به امام خامنه‌ای، باعث شدند که حضرت امام خامنه‌ای در ملا عام اعلام کنند که حمایت از احمدی‌نژاد بعد از انتخابات، اشتباه بوده است. فتنه اصلی‌ زیر سر احمدی نژاد و خائنین امثال خودش بوده و هست.ای کاش دسته احمدی‌نژاد هم سر به خیابان بگذارند شخصاً ترتیب ایشان را هم از پشت بام خواهم داد. سرباز ولایت من هستم نه آن مشائی دزد.