۱۰ خرداد، ۱۳۸۹

مجازات اعدام و تجزیه کردها توسط سیستم ایران – گویا روشن

یکی از راههای مجازات غیر انسانی و ضد حقوق بشر، اعدام میباشد که متأسفانه در بعضی از کشورها هنوز هم وجود دارد و اگر این مجازات برای آزادیخواهان باشد به غم انگیزترین واقعه تبدیل میشود که متأسفانه این امر توسط سیستم ایران از روزهای اول انقلاب شروع شده و تا به امروز ادامه یافته است.
سیستم ایران از آغاز به قدرت رسیدن، عنصر دین را وارد سیاست کرده و به این شکل روشی مناسب برای تجزیه اقوام این سرزمین و محکم کردن پایه های خود پیدا کرد.
با استفاده از تفاوتهای مذهبی و تحریک؛ حس دشمنی را در میان اقوام کرد، بلوچ، فارس و ترک بوجود آورده و گسترش داد تا بتواند در جامعه هرج و مرج ایجاد کند. بیشرین موفقیت را نیز در تجزیه کردها که آنموقع برخلاف مناطق تشنه این سیستم، برای آزادی زبان و بیان تلاش میکنند بدست آورد و آنان را بعنوان جدایی طلب و دشمنی مذهبی جلوه داد. این در حالیست که قبل از انقلاب بین آنان و دیگر اقوام ساکن ایران پیوندهای ازدواج، بدون هیچگونه مانع مذهبی انجام گرفته و با هم خویشاوند میشدند.
هر روز در شهرهای کردنشین به اتهام ضد انقلابی بودن، مردم زیادی را اعدام میکند و جوانان را نیمه شب با زور اسلحه از منزل بیرون کشیده و بعد از شکنجه های زیاد آنان را وادار به اعترافهای دروغین کرده و سپس اعدام میکند. در آن زمان که امکانات ارتباطاتی زیادی در اختیار مردم نیست اکثر موضوعات مخفی می ماند و سیستم به آزار و اذیت بیشتر مردم میپردازد. کردها را در تحریم قرار داده و از ورود موادی اولیه همچون خوراک، پوشاک و دارو جلوگیری میکند. از طرف دیگر خانه های مردم منطقه بوسیله جتهای جنگی، توپ و خمپاره ویران میشود. زن، کودک، پیر و جوان را با خاک یکسان میکند. مردم هر لحظه باید به پناهگاه ها بروند و چندین خانواده در زیر زمین بدون لحظه ای خواب شب را به صبح برسانند.
در 1362-1363 شهر مهاباد را بمباران کرده و صدام حسین را مقصر جلوه میدهد. پس از اعتراض صدام، سیستم با کمال بی شرمی اقرار میکند که گویا خواسته روستاهای مجاور مهاباد را بمباران کند اما اشتباهی مهاباد را بمباران شده است.
در آن زمان آواره شدن این مردم بی گناه به روستاهای مجاور دیگر عادت شده است. برای مثال تخلیه شهر مهاباد به سوی بوکان آنهم با پای پیاده و در سرمای جانفرسای زمستان که میبایست از طریق کوهها باشد دیگر غیر عادی به حساب نمی آید و در این راهها صدها زن باردار و کودک تلف میشود.
از سال 1357 تا 1362 بیشترین اعدامها در کردستان ایران به وقوع می پیوندد. روزی نیست که مردم کردستان عزادار نباشند. اعدامهای پنجاه و نه نفره جوانان مهاباد در یک شب، سیزده نفره، سی وهفت نفره و چهار نفره صورت میگرد و جسدها را بدون اطلاع خانواده هایشان در شهر ارومیه و تبریز چال میکنند.
یکی از پدر مادرهای داغدار، آقای سید اسماعیل سیمبان میگوید: سه پسرم را در یک هفته اعدام کردند. عیسی و موسی را در باغ رضوان ارومیه و محمد را در تبریز چال کردند. حتی دولت حاضر نبود جسدها را تحویل دهد تا در شهر خود به خاک بسپاریم.
در آن زمان دخترها که طبق قانون اسلامی نباید اعدام شوند به همین دلیل قبل از اعدام مورد تجاوز قرار میگرند تا به قول خود قانون را رعایت کرده باشند.
در سال 1368 قتل دکتر رحمان قاسملو؛ دبیر کل حزب کردستان ایران، عبدالله قادری و یکی دیگر از دوستان کرد آنان در وین و صدها سوء قصد سر پوشیده دیگر توسط سیستم انجام میگرد.
حال هم همان سیستم باری دیگر ملت کرد را سپر بلای حاکمیت خود قرار داده و در مناطق کرد جنجال بوجود میآورد تا به این شکل افکار مردمی را که بپا خواسته و خواهان آزادی هستند را به سوی دیگری مشغول سازد.
اما اینبار به نظر می رسد که ایرانیان در کنار هم و با اتحاد و همبستگی برای اهداف ملی خود میکوشند.

هیچ نظری موجود نیست: