۲۳ اسفند، ۱۳۸۸

منظره ای از زندانهای ایران - گویا رو‌شن

همچنان که میدانیم زندانهای ایران بر اساس تائید سازمان حقوق بشر دایر نشده است، و به دلیل آزاد نبودن عقیده های سیاسی و اجتماعی هر روز افراد زیادی روانه این زندانها میشوند
سازمان حقوق بشر در برابر این بی عدالتی سکوت کرده وحقوق زندانیهای سیاسی ایران را کاملا نادیده گرفته است و در برابر نقض این زندانها و سلولها واکنشی انجام نمیدهد؟ چرا که
1-هیچکدام از این زندانها و سلولها بر اساس قانون بین المملی تشکیل نشده است.
2-شکنجه های متعدد و دور از حقوق انسانی که اکثرا با چشم بسته انجام میشود و به دلیل نداشتن تحمل بعضی از افراد، باعث اعترافهای دروغین آنان می شود.
3-تجاوز به زندانیان، که باعث از بین بردن روح و جسمی زندانیها شده و بعضی از آنان بعداز آزادی دست به خود کشی میزنند.
4-هوای نامناسب داخل سلول، که بعلت زیاد بودن افراد در زندان، اکثرا چندین نفر در یک سلول بسر میبرند. و دچار مشکلات تنفسی و هپاتیت میشوند.
5-در مدت یک هفته تنها 120 دقیقه هواخوری، که شامل همه زندانیها نیست.
6-رنگ اتاق و چراغ مهتابی که بمدت 24 ساعت روشن میباشد و بیشتر باعث ناراحتی چشم و بهم ریختن اوضاع درونی است.
7 – نظافت یکی دیگر مشکلات زندانیهای سیاسی است که با آن مواجه هستند.
یکی از مسائل مهم دیگر که سازمان حقوق بشر در برابر آن چشم فرو بسته است نحوه ی محاکمه کردن زندانیان سیاسی است.
چرا که هیچکدام ازاین زندانیان دریک دادگاه عادلانه و علني محاکمه نمیشوند! و این است که سیستم ایران میتواند براحتی وجود خیلی از زندانیهای سیاسی را انکار کند برای نمونه مانند: علی کروبی
این در حالیست که بعضی از افرادی که به جرم مواد مخدر روانه ی زندانها میشوند با اینکه به حبس ابد و یا اعدام محکوم شده اند، یکباره سر از کشورهای همسایه در میآورند.
مانند: سید ع. م. ج که با دادن میلیونها دلار رشوه به سیستم ایران، درب زندان برویش باز شد و توانست به کرنستان عراق فرار نماید که در حال حاضر در اربیل زندگی راحتی را سپری میکند

مثالی دیگر: ک. ی. م. که توانست از طریق کمیساریای عالی پناهندگان روانه فنلاند شود و دو همسر خود را براحتی بهمراه ببرد.
گفتنیست که یکی از آنان را بعنوان خواهزش معرفی نموده بود.
حال در اینجا به نقطه مهم دیگر میرسیم، افرادی که طریق کمیساریای عالی پناهندگان تایید میشوند حتی میتوانند جزو افرادی باشند که باعث مسموم کردن خون هزاران انسانهای بیگناه در جهان بوده باشند.
در حالیکه خیلی از مواقع شاهد این مسئله مهم بوده ایم ، که این سازمان افرادی را که واقعا جزو یک گروه سیاسی بوده اند و با برگشتن به کشورشان با خطر مرگ مواجه میشدند، یا تأیید نکرده و یا با تأخیر آنان به کشور ثالث، با دیپورت مواجه شده اند
برای نمونه: سه نفر از عربهای اهوازی در سوریه

این واقعیتها جای بسی تأسف است برای گذشته و بسی نگرانیست برای آینده

هیچ نظری موجود نیست: