۱۰ اسفند، ۱۳۸۸

درس خواندن ممنوع!! – گویا روشن


گزارشها نشان میدهد امروزه ایرانیان زیادی مخالف سیاستهای دولت و خواهان آزادی میباشند و از جامعه ی بین المللی نیز انتظار هم دردی دارند.
این بسیار طبیعیست. البته اگر به معنای داشتن همین احساس در مقابل مردم ستم دیده و حق پایمال شده ی دیگر جهان نیز باشد.آیا چنین است؟ این سؤالیست که امروزه افکار زیادی را به خود متشغل ساخته است.

حال ایرانیان فرصتی به دست آورده اند تا پاسخگوی این سؤال باشند و نشان دهند چه اندازه طرفدار حقوق انسانی و آزادی هستند. زیرا
تنها کسانی به آزادی و حقوق دستیابی خواهند یافت که لیاقت خود را اثبات کرده باشند.

ایران مانند بسیاری از کشورهای خاورمیانه، پناهندگان و پناهجویان در آن با مشکلات زیادی روبرو اند. اما تا بحال در هیچ کدام شاهد ممنوعیت تحصیلی نبوده ایم. طبق نظر سنجی های غیر رسمی، منع تحصیلی در گذشته نیز تا حدی برای پناهجویان افغانستانی مطرح بوده و با این حال افرادی که برای سیستم جمهوری اسلامی ارزش اطلاعاتی داشته و مجبور به همکاری شده اند با این مشکل کمتر مواجه میشوند. عراقیان تا به امروز با این مشکل یا مواجه نشده اند زیرا سیستم ایران به خاطر منافع ملی (از دید خود) بسیار رفتار ملایمتری با آنها داشته است.

بلی، سالهای زیادیست که از مردم ستمدیده ی افغان بعنوان نیروی کار ارزان سوء استفاده شده و در عین حال مورد هجوم دولتمدارانی که نیاز به بهانه ای برای سیاستهای شکست خورده ی خود در مقابل فقر، بیکاری و اعتیاد دارند قرار می گیرند.

اما ممنوعیت کامل تحصیلی مانند منع از تولید مثل و زندگانیست (اعلامیه جهانی حقوق بشر) . قابل توجیه نبوده و هیچ علتی نمیتواند داشته باشد. یک نقض کامل حقوق بشر است و تعبیر دیگری هم ندارد.

اگرچه باید از سازمان ملل بخاطر نداشتن احساس مسئولیت در مقابل چنین فاجعه ای انتقاد کرد اما با در نظر گرفتن جمعیت پناهجویان و پناهندگان ایرانی در دنیا، نمیتوان توقع آنان از ایرانیان را برای داشتن احساس مسئولیت و همدردی با هم مرزان افغانی خود بی دلیل دانست.

اگر ایرانیان در برابر این فاجعه واکنش نشان ندهند، جامعه ی بین المللی را از بودن افراد روشنفکر و دارای حقانیت نا امید کرده و مسئولیت این فاجعه ی ننگ را نیز به عهده خواهند گرفت. گفتنیست تاریخ هرگز چنین ستمی را فراموش نخواهد کرد.

هیچ نظری موجود نیست: