۰۷ فروردین، ۱۳۸۹

پناهندگان عراقی در سوریه (2) - گویا روشن

باری دیگر نیاز میبینم تا در این باره بنویسم تا افشاگر بی عدالتی کمیساریهای عالی پناهندگان (دفتر دمشق) باشم. زیرا در برابر ستم سکوت حاکم و حقایق نادیده گرفته شده است و کسی از بی عدالتی این سازمان سخن بر لب نمیآورد.

این انسانها از ترس مرگ، کشور خود را رها کرده اند. هر روز صدها نفر در شهرهای مختلف عراق به دلیل انفجار جان خود را از دست میدهند و حال این سازمان برای آنان هیچ حقوق و احترامی قاعل نیست و آنان مجبور کرده تا از طریق جمع آوری مواد پلاستیکی و روزنامه های باطله؛ دست فروشی و کارهای بسیار جزئی زندگی ای زجر آور را سپری کنند.


نمیدانم این سازمان طبق کدام پایه و اساس چنین رفتاری را بر پناهندگان عراقی روا دیده و کوچکترین وظائف خود را بجا نمی آورد.

برای نمونه سازمان ملل درحالی که موظف است آنان را طبق اسامی و نوبت دعوت نماید، یک روز را برای کمک مالی و روز دیگری را برای مصاحبه کشوری مشخص کرده است. پناهندگان باید برای ثبت نام، شب را در مقابل ساختمان سازمان ملل (خیابان) سپری کنند تا کارکنان بعد از ساعت هشت صبح با در دست داشتن شماره های مخصوص به بیرون آمده و تک تک آنان را به داخل ببرند و بدون نشستن برروی صندلی در مقابل کارکنانی که نشسته و در حال نوشیدن قهوه هستند به التماس بیافتند. البته کاش به مصیبتش می ارزید زیرا بهترین جواب "بعد از یک سال با شما تماس خواهیم گرفت" میباشد.

گاهی با خود فکر میکنم که چرا باید آنها در برابر چنین ظلمی سکوت کرده و اجازه دهند اینگونه تحقیر شوند. آیا جنگ باعث نابودی واکنش در انسان هم میشود؟ شاید هم دلیلش ترس برگردانده شدن به عراق باشد.

افکارم برای این سؤالها جوابی ندارد اما این را بخوبی میدانم که دلیل این سکوت هرگز نمیتواند منافع باشد چون هیچ مزایا و حتی حمایتی در کار نیست. نه حقوق ماهانه، نه امکانات درمانی مناسب و حتی مجوز اقامت و کار نیز برای آنها در نظر گرفته نشده است. هیچ دادرسی نیز وجود ندارد تا از حقوق آنان دفاع نماید  و از هر جهت مورد بی عدالتی قرار گرفته اند.

سفارت کشورهای مدعی حقوق بشر، در حالی که رفتار غیر انسانی این سازمان را بخوبی میدانند، چشم و گوش خود را بسته و حاضر به همکاری نیستند. به طوری که مراجعه پناهندگان عراقی به این سفارتخانه ها کاملا امکان ناپذیر بوده و با شنیدن جمله ی "من عراقی هستم" تماسهای تلفنی هم قطع میشود.

چرا کشورهای اروپایی ای که در این پدیده نقش بسزایی دارند پذیرای پناهنده گان عراقی نیستند؟ مگر انتظار دارند آنها به عراق برگردند؟

هر اندیشه ی سالمی به خوبی میداند که این امر امکان ناپذیر است. پس باید مسئله پناهندگان عراقی را بسیار جدی گرفت و برای سرنوشت این ملت چاره ای اندیشید.


هیچ نظری موجود نیست: