۱۷ بهمن، ۱۳۸۸

ایران و آینده ی آن - گویا روشن

سیستم ایران 31 سال است که مردم ایران را چشم بسته راه میبرد.
امروز چند درصد مردم چشمانشان باز شده و در خیابانها شروع به تظاهرات کرده اند. همان کسانی که تا دیروز در خیابانها با فریاد"ما اهل کوفه نیستیم امام تنها بماند و ای امام حکم جهادم بده" و هزاران نوع از این شعارها .
آیا رهبری وجود دارد که دنبالش به راه افتاده اند؟ آیا همین آقای موسوی تا چند وقت پیش جزء همین سیستم اسلامی نبوده؟ چه شده که راهش را عوض کرده است؟ مگر آقای خاتمی رئیس جمهور نشد چه گلی به سر ملت زد. چه فرقی بین آقای احمدی نژاد و آقای موسوی وجود دارد؟ همین پدر و مادرهایی که فرزندانشان را بسیج کردند و با فکر اینکه بچه هایمان در راه امام شهید شوند به خیابانها میریختند ...
حال بخاطر همین است که سیستم تقصیر را به گردن امریکا و کشورهای غربی میاندازد. نمیداند ملت ایران چگونه از جا برخاسته . پس اگر می خواهند از جا برخیزند باید با دانایی و احتیاط باشد. بدون اینکه جوانهایشان را به دام مرگ بیندازند. همراه کسی نباشند که قبلا جزئی از سیستمی که بر علیه آن برخواسته اند بوده و حال که زیر پاهایش به لغزش افتاده (مانند آقای ه.ر) به مردم پیوسته است. این مردم ایران که هرگونه بازی سیاسی را دیده اند و چشم و گوششان باز است ، نباید بدون مطالعه مجادله ای انجام دهند که پشیمانی ببار بیاورد. چرا که رهایی یافتن از این سیستم سخت تراز فرو ریختن حکومت پهلویست. ملت ایران باید اتحاد و همبستگی داشته باشند تا ارتش ایران هم که در قفس است به مردم بپیوندد و بسیج و لباس شخصی هم نتوانند به مردم حمله کنند و یا از پشت بامها مردم را پرت کنند.

هیچ نظری موجود نیست: